دمت گرم !!! عجیب حال میکنی با......
خوش به حالت که تو خدایی و خدایی میکنی
واقعا هم نیست خدایی جز تو...
نعمت ... حکمت ... اصلا خودتو عشقه...
خوب خدایی هستی... زمانی که حالمو میگیری
میشینی میخندی میگی که میخواستی فلان کار
رو نکنی که حالتو بگیرم...
ما تسلیمیممممممممممممممممممممممممممم
گردن ما از مو نازک تر ولی بازم خودت هستی و خودت
و همین کافیه
اقا جان کور میشیم دوباره میسازیم
میگی چرا؟
چون بازم خودت رو عشقه... فقط به خاطر تو خدا جونم
دلم تنگته...
چه خوبه که ادم فراموش کنه
و چه خوبه که ادم فراموش بشه
فراموشی یه نعمت خیلی بزرگیه....
کمی بهتره بهش فکر کنم...
یه مدت زیادیه یه تغییرات عجیبی در من به وجود اومده
یه تحولاتی که منو پرت کرده به پایین نمیدون حکمتش چیه
یعنی باید ساکت باشم و بشینم و نگاه کنم اخه هر چی
دست و پا میزنم میبینم بیشتر دارم پایین میریم شاید....
شاید رضایت کامل باید بدم به خودش تا اینکه دست و پا بزنم
خدایا من کاملا ازت راضیم و کاملا از خلقتت رضایت دارم
و اعلام میکنم که تسلیمم ... و شاکر...
چون عجز هامو جلوی چشمم کشوندی و تموم اونچیزای که منو
مغرور کرده بود و منو تو چشم دیگرون خوب جلوه میداد رو زدی شکوندی
ممنونم ازت ... که بازم هوامو داری و هنوزم جاهای که تنهام تو بامنی
اعتراف میکنم به عجز ها و زشتی هام نه اینکه گستاخ باشم نه....
فقط یه اعترافه پیش خودت تا منو روشن تر کنی
شکر
نمیدونم چی بگم وقتی بهش فکر میکنم از خودم بدم میاد....
منت... اونم به تو خدا...
چند روز پیش تو یه وبلاگی داشتم میچرخیدم
یه حدیث نوشته بود که زیاد یادم نیست متن دقیقش چی بوده
و حدیث از کی بوده...
فقط یادمه نوشته بود که :
زمین روزی 70 بار داد میزنه و به ساکنانش میگه که شما هر طوری میخواد باشید
زندگی کنید ولی اخر سر من شما رو در اغوش میگیرم
دیدی وبلاگم بعد یه مدت نبودن همه عادت کردن به اینکه تو نیستی... حالشو ببر...
خدایا
شیوه ی تسلیم بودن را تو بیاموزم تا با تمام وجودم تسلیم گردم
خدایا...
اغاز و پایان تمام کارهایم تو باش و مرا جاری کن در خود...
خوبي
ههههههههههههه
براي خودت يه روز اينجا برو بياي داشتي ها؟
منم زياد بهت سر ميزدم
يا بهتره بگم وقتي تنها بودم يا دلم گرفته بود زياد ميومدم به سراغت
الان چي؟
هنوز نميدونم باهام دوستي يانه؟
بي خيال خيلي چيزاي ديگه
تو رو اذيت نميكنم
بهتره كه تو بخوابي و يا تنها باشي...............................
شاد باش و بلاگم
من باغبانم اما اتش گرفته باغم
رشته جان من را ز يك ديگر گسستن
روزي كه دست من را با ريسمان ببستن